خانواده ویولن

شامل سه ساز ویولن، ویولا و ویولن سل است. این سازها به ترتیب در منطقه زیر و میانی و بم صدا می‌دهند. ساز کنترباس از این خانواده نیست و در خانواده ویولن قرار دارد. این مسئله را می‌توان از شانه‌های شیبدار آن متوجه شد.

این خانواده از سازها در سده 17 در ایتالیا پدید آمدند.

 

 

ویولون 

ساز زهی آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو خانواده ویولن است.

برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته می‌‌شود.

سیم‌های ویولن از زیرترین تا بم‌ترین سیم به ترتیب زیر کوک(ساز) می‌‌شوند: می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم.

بنابراین اصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله ژنج درست را تشکیل می‌‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند.

جالب این که در عربی ویولون را با نام فارسی «کمان» می‌نامند.

نوازندگی ویولون

نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید.

این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس می‌کند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطاف‌پذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند

برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب.

پیشینهٔ ساز

ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونه‌های که ساخته می‌شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شده‌اند و وزن آن در حدود 400 گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.

از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس ایتالیا ایتالیایی.

تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می‌توان گفت پختگی.

یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.

تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.

ویولن از کجا آمد است؟

عده كثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را كه ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.

تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا كه موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.

اواسط قرن 17 بود كه ویولن بعنوان یك ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.

روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab كه تنها یك سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.

جالب هست كه بدانید خیلی زود ایرانیها و ترك ها این ساز را برای خود بومی كردند و سبك ها و روشهای مخصوص به خود برای كوك كردن و نواختن آن ابداع كردند.

 

 

 

بیوگرافی شهرداد روحانی

 

 

شهرداد روحانی از کودکی با موسیقی آشنایی داشت. در سن ۱۰ سالگی بلیل علاقه سرشار و تشویق پدر به هنرستان موسیقی ملی ایران وارد شد و نزد ابراهیم روحی فر به فراگیری ساز ویلن پراخت و به طور خصوصی آهنگسازی را نزد کتر محم تقی مسعویه فرا گرفت.

وی سپس برای ادامه تحصیل به آکادمی موسیقی وین در اتریش رفت و دررشته رهبری ارکستر و آهنگسازی فارغ التحصیل شد و در کنار آن لیسانس سازهای ضربی را نیز دریافت کرد.

ضمنا آهنگسازی و آرانژمان موسیقی جاز را در کنسرواتوار وین فرا گرفت و هم اکنون عضو انجمن آهنگسازان بین المللی میباشد.

در زمان دانشجویی بسیاری از کارهای وی با رهبری خودش اجرا و از رادیو دولتی وین نیز پخش شد.پس از تحصیلات در وین برای ادامه تحصیل به دانشگاه U.C.L.A آمریکا رفت و در رشته رهبری ارکستر و آهنگسازی فیلم ادامه تحصیل داد و همزمان بهمدت ۱ سال به عنوان دستیار رهبر ارکستر سمفونیک COTA و بعد از ۵ سال به عنوان مدیر و رهبر دائم این ارکستر فعالیت کرد که شامل تعداد زیادی کنسرت می باشد.از کارهای معروف دیگر وی ساختن موسیقی افتتاحیه و آرم رسمی بازیهای آسیایی به سفارش دولت تایلند و کمیته المپیک آسیایی (که در دسامبر ۱۹۹۸ در تایلند برگزار شد) میباشد که این اثر با ارکستر سمفونیک بانکوک به همراه ۲۰۰ نفر کر اجرا شده است.وی به دعوت ارکستر فیلارمونیک زاگرب که یکی از قدیمی ترین ارکستر سمفونیکهای دنیا است-اجرا و رهبری کرد که در آن موسیقی فیلم از دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ از آهنگسازان اروپایی اجرا شد.یکی دیگر از برنامه های موفق وی اجرای کنسرت یانی در آکروپلیس یونان بود (که در ایران بنام کنسرت سرزمین مادری پخش شد. ) که همه قطعات اجرا شده را شهرداد روحانی برای ارکستر تنظیم و رهبری نموده و خود اجرا کننده ویلن در یکی از آهنگ های این کنسرت بوده است. ارکستر هایی که وی به عنوان رهبر میهمان با آنها همکاری داشته است .

عبارتند از: ارکستر سمفونیک لندن-ارکستر رویال فیلارمونیک-اسلواک فیلارمونیک-کالرادسمفونی نیو جرسی سمفونی-مینه سوتا سمفونی-سان دیا گو سمفونی-ایندیا نا پولیس سمفونی و ارکستر های دیگر.

 

 

در زیر مصاحبه روزنامه شرق با شهرداد روحانی را خواهید خواند:  

از سن ۵ سالگی با پیانو آشنا شدم. از آنجا که پدرم ویولنیست بود علاقه داشت که من

نواختن ساز ویولن را هم فرا بگیرم. از سن ۱۰ سالگی که به هنرستان موسیقی ملی تهران

می رفتم نواختن ویولن را آغاز کردم اما در کنار نوازندگی، آهنگسازی هم می کردم.

جالب است امروز که به سالهای گذشته نگاه می کنم، می بینم که عشق و علاقه من همیشه

معطوف به آهنگسازی بوده است. البته در حاشیه هم، نوازندگی سازهای پیانو و ویولن را

در حدی فراگرفتم که لااقل قطعات خودم و دیگر آهنگسازان را بخوبی اجرا کنم. در این سالها

در رشته رهبری ارکستر هم تحصیل کردم و امروز به صورت حرفه ای به رهبری ارکستر

مشغول هستم.اما زمانی که در تهران فارغ التحصیل شدم ... به اتریش رفتم و در آکادمی

موسیقی وین، در رشته رهبری ارکستر و آهنگسازی ثبت نام کردم. آکادمی موسیقی وین

وکنسرواتوار، دو مرکز معتبر برای تحصیل موسیقی کلاسیک هستند و البته آکادمی، در درجه

ای بالاتر از کنسرواتوار قراردارد. در آن زمان در کنسرواتوار وین مباحثی تدریس می شد

که در آکادمی به آنها نمی پرداختند. مثل تنظیم ملودی برای موسیقی جاز و نوازندگی پیانوی

جاز. من در زمانی که در آکادمی موسیقی تحصیل می کردم در کنسرواتوار هم این درسها را

فراگرفتم چون علاقه مند بودم که با تمام فرمهای موسیقی آشنا شوم.

پس از آنکه تحصیلاتم در اتریش به پایان رسیده، برای ادامه تحصیل در رشته آهنگسازی و

رهبری موسیقی فیلم به کالیفرنیای جنوبی رفتم و در دانشگاه UCLA که از دانشگاههای

بسیار معتبر در زمینه آهنگسازی فیلم و رهبری موسیقی فیلم است ثبت نام کردم. در همان

دوران تحصیل به عنوان دستیار رهبر ارکستر سمفونیک Cota که روابط فرهنگی خوبی با

دانشگاه UCLA داشت، انتخاب شدم. به مدت یکسال در این سمت بودم و پس از آن،

پیشنهاد مدیریت رهبری آن ارکستر را به مدت ۵ سال پذیرفتم . پس از پایان ۵سال تصمیم

گرفتم که رهبری ارکستر را به صورت رهبر میهمان و با ارکسترهای مختلف دنیا ادامه دهم.

در حال حاضر هم برای رهبری قطعات موسیقی کلاسیک و رهبری موسیقی فیلم از سوی

دولتهای مختلف دعوت می شوم. به عنوان مثال، دو سال پیش، کمپانی دیسنی، هفتادو

پنجمین سال تأسیس خود را در خاوردور جشن گرفت و برای این جشن از من دعوت شد که

کنسرتی از موسیقی کارتون و فیلمهای دیسنی را رهبری کنم. به این صورت که بر پرده

سینما، فیلم و کارتونهای دیسنی به نمایش درمی آمد و من روی صحنه، یک ارکستر زنده ـ

حدود ۹۰ نوازنده و ۱۰۰ خواننده کر ـ را رهبری می کردم (بخشی از زندگی شهرداد

روحانی به روایت خودشان) 

آقاى روحانى، به نظرتان عجیب نیست که در ایران، هنرى منچینى فقط به عنوان سازنده

موسیقى متن کارتون «پلنگ صورتى» شناخته شده است؟

حداقل خوب است که در همین حد او را مى شناسند. البته منچینى

قطعات بسیار زیادى براى ارکستر سمفونیک نوشته و نوازنده فلوت بسیار

ماهرى هم بوده است اما بیشتر به عنوان آهنگساز فیلم شناخته شده

است.

کار کردن با منچینى یکى از تجربه هاى بسیار خوب من بود. منچینى شخصیت بسیار خوبى

داشت. به شاگردان مستعد واقعاً کمک مى کرد. شاید مهمترین چیزى که در کار با منچینى از

او آموختم همین باشد که امروز اگر یک دانشجو از من نظر مى خواهد، نظراتى مى دهم که در

آینده او تاثیرگذار باشد.

• آیا از لحن موسیقى منچینى هم مى توانیم در آثار شما ردى پیدا کنیم؟

فکر نمى کنم.

•چرا؟ چون موسیقى منچینى متمایل به جاز بود؟

بله، البته ناخودآگاه طى سالیان دراز و در کوران شنیدن موسیقى مطمئناً از هر آهنگسازى

تاثیر خواهیم گرفت. به خصوص من که نسبت به یک نوع موسیقى هم تعصب ندارم و انواع

موسیقى را مى شنوم. به نظر من هر موسیقى که حرفى براى گفتن داشته باشد به هدف خود

رسیده است.

پس در واقع طولانى ترین دوره همکارى شما با منچینى بوده است. با جان ویلیامز چقدر

ارتباط داشتید؟

- من به موسیقى جان ویلیامز بسیار علاقه مند بودم. به همین دلیل تمام آثارش را تهیه کردم و

آن موقع متوجه شدم که جان ویلیامز فقط آهنگساز فیلم نبوده و قطعات سمفونى، کنسرتو و

قطعاتى براى پیانو نوشته و حتى یک کنسرتو براى ویولنسل و ارکستر نوشته که «یویوما»

یکى از بزرگترین نوازندگان ویولنسل دنیا قطعه ایشان را اجرا کرده است.

من در زمان دانشجویى در کالیفرنیا قطعه اى نوشته بودم به نام «فانتزى براى ترومپت و

ارکستر سمفونیک» که یک کپى از آن را به ویلیامز دادم و ایشان نظر بسیار مثبتى روى این

قطعه داشت. من از موسیقى جان ویلیامز بسیار لذت مى برم، چون قدرت عجیبى در ساخت

موسیقى تصویرى دارد.

البته گاهى به او ایراد مى گیرند که آثارش شبیه به هم است، ولى من این ایراد را قبول

ندارم. زیرا در واقع کارگردانان و تهیه کنندگان از او مى خواهند که با تم هاى مشابه موسیقى

بنویسد، اما اگر تمام آثار ایشان را مطالعه کنید، مى بینید در ضمن آنکه آثار وى کاملاً با یکدیگر متفاوت است، در عین حال مى توانید بفهمید که آهنگساز این آثار ویلیامز است. زیرا ویژگى هاى مشترک بسیار دارد.

• من طى چهار دوره اجراى شما با ارکستر سمفونیک تهران متوجه شده ام که شما بیشتر

قطعاتى را انتخاب مى کنید که کادانس و پایان قطعه پرطمطراق بوده و حجم صدایى آنقدر زیاد

است که واقعاً سالن را به لرزه درمى آورد. شاید البته دو استثنا هم باشد و قطعات آداجیوى

باربر و موسیقى فیلم نجات سرباز رایان که در اولین و سومین همکارى تان با ارکستر

سمفونیک تهران اجرا کردید از این کلیت مستثنا است.

- البته من واقعاً قطعات را با این معیار انتخاب نمى کنم. اما به هر حال آغاز و پایان قطعه مهمترین بخش یک اثر است. ضمن آنکه شاید همین قطعه اى که ما اجرا مى کنیم در اجراى دیگرى پایان قطعه آن حجم صدایى را نداشته باشد. چون در موسیقى تمام حالت ها نسبى است. اجراى فورته استانداردى ندارد. رهبر ارکستر آزاد است و ارکستر هم از رهبر تبعیت مى کند. مهم این است که کادانس آن تاثیر را در شنونده گذاشته باشد و همان طور که مى گویید احساس کند که سالن مى لرزد. این هدف من است و خوشحالم که شما هم چنین احساسى را دریافت کردید.البته من محدودیت هایى از جمله شرایط سالن را هم مدنظر داشته باشم. اگر سالن من شرایط بهترى داشت دیوارها به معناى واقعى کلمه مى لرزید. چون هدف من این بود.

• آقاى روحانى براى اجراى بعدى ارکستر سمفونیک تهران آیا از الان فکر کرده اید که چه

قطعاتى را براى ارکستر انتخاب خواهید کرد؟ البته حتماً یک قطعه موسیقى فیلم خواهید داشت...

- دقیقاً نمى توانم بگویم چون ارکستر هم اکنون در حال تغییر و تحول است ولى در نظر دارم

که یک کنسرت را فقط به اجراى موسیقى فیلم اختصاص بدهم.

 

 

 

 

 

• با اخبارى که طى سال هاى اخیر از شما شنیده ایم فکر مى کنم که دیگر مایل نیستید تجربه

مجددى با «یانى» آهنگساز یونانى داشته باشید. به خاطر دارم که مى گفتید کنسرت آکروپولیس اگرچه تجربه بسیار موفقى بود اما شما به دلیل تنظیم و بازنویسى قطعات یانى بسیار به زحمت افتادید.

- اینکه یانى اصولاً با دانش آهنگسازى بیگانه بود چندان مهم نبود اما آنچه که مرا از تکرار

این همکارى بازداشت وقت گیر بودن آن بود. رفتن به تور یعنى آنکه حداقل شش ماه براى

آماده کردن قطعات وقت صرف شود چون تنظیم قطعات هم همان طور که مى دانید به عهده

من بود و نوشتن آنها مرا از کارهاى مورد علاقه ام باز مى داشت. مثل بودن با خانه و

خانواده، کارکردن با ارکستر سمفونیک تهران یا رفتن به ارکسترهاى دیگر به عنوان رهبر

مهمان.

• اما امروز که ۱۰ سال از آن برنامه مى گذرد این همکارى را چگونه مى بینید؟

- تجربه بسیار خوبى بود. یادم هست که حدود دو سال پیش از کنسرت آکروپولیس و حدود سال

۱۹۹۲ تورى براى سرتاسر آمریکا داشتیم و ۵۲ کنسرت در ۵۲ شهر و با ۵۲ ارکستر

ظرف ۶۰ روز اجرا کردیم. دشوارترین کار این بود که باید با ۵۲ ارکستر کار مى کردم. ما

حدود ظهر به شهر مى رسیدیم.از ساعت دو تا پنج بعدازظهر مى باید با آن ارکستر براى

اولین  و آخرین بار تمرین مى کردیم آن هم قطعاتى که من مى شناختم ولى ارکستر

نمى شناخت. ساعت ۸ یا ۹ شب کنسرت اجرا مى شد و ما بعد از پایان کنسرت حدود ساعت

۱۲ نیمه شب مجدداً سوار اتوبوس مى شدیم و به سمت شهر بعدى که حدود شش یا هفت

ساعت از ما فاصله داشت حرکت مى کردیم.

در واقع من باید ارکستر را ظرف ۵/۲ ساعت آماده مى کردم. البته براى من تجربه خیلى

خوبى بود و تعداد بسیارى از این قطعات در کنسرت آکروپولیس اجرا شد اما تماماً قطعاتى

بود که یانى ساخته بود و من تنظیم کرده بودم. این تور بهترین مدرسه بود که رهبر ارکستر

را در یک کوران کارى قرار مى داد.من در این تور توانستم توانایى هاى خود را نه فقط

به عنوان رهبر ارکستر بلکه به عنوان تنظیم کننده قطعات نوازنده ویولن و پیانو و آهنگساز

نشان دهم. به جرات مى توانم بگویم که ۹۰ درصد رهبران ارکستر امروز شاید نوازنده

خوبى نباشند و ۹۵ درصد آنان آهنگسازى نمى کنند. فاصله بین کنسرت آکروپولیس و

کنسرت چین و تاج محل حدود چهار سال بود

که من در این مدت راه خودم را جدا کرده بودم و به دلیل تعهداتى که داشتم همکارى مجدد

را قبول نکردم و یک رهبر آمریکایى - ارمنى را که در تورهاى قبلى به عنوان مایستر ارکستر

انتخاب کرده بودم به یانى معرفى کردم.

• آقاى روحانى به عنوان آخرین سئوال شما پنجمین دوره همکارى با ارکستر سمفونیک تهران

را به پایان بردید. درباره ارکسترى که از سال ۱۳۲۲ تاسیس شده و تا امروز خود را

کشانده چه نظرى دارید؟

- بله، این ارکستر سال ۱۳۲۲متولد شده است اما ارکستر سمفونیکى که در محل سکونت من -

شهر لس آنجلس- فعالیت مى کند از این ارکستر جوان تر بوده ولى در همین عمر کوتاه خود

بسیار خوب کار کرده چون از حمایت دولت بهره برده اما ارکستر سمفونیک تهران ظرف

همین چهار سال خیلى پیشرفت کرده و با یک برنامه ریزى صحیح مى تواند در مدت بسیار

کوتاهى به یکى از ارکسترهاى مطرح قاره آسیا تبدیل شود زیرا نوازندگان توانا، بااستعداد و

علاقه مند هستند.                        

                   شهرداد روحانی و یانی          

 

کنترل در اجرا

 

1.      مسئله ی فشار عصبی در اجرای موسیقی مورد بی توجهی بسیاری از معلمان واقع میشود اما تحقیق نشان داده است که نود و هفت درصد نوازندگان ارکستر قبل از اجرای کنسرت تشویش و نگرانی دارند و شصت درصد آنها معمولا از مشروبات الکلی استفاده میکنند.

2.      نظریه ی «ترس از صحنه»ی هاواس که عمدتا تئوری های مشهور تعادل جسمی او را تکرار می کند به تمام جنبه های این مسئله نمیپردازد و پیشنهاد های تکمیلی زیر می تواند در این زمینه مفید باشد:

3.      آمادگی کامل ضروری است.کوچکترین نقص در کار در اجرای عمومی بزرگ جلوه خواهد کرد بنابراین ورزیدگی تکنیکی برای یک اجرای مطمئن ضروری است.

4.      ضربان سریع قلب در اجرای لگاتو های با سرعت آهسته ایجاد اشکال میکند.از تنفس عمیق بپرهیزید و مطمئن شوید بازدم خوبی انجام میشود.

5.      قابلیت تغییر و انعطاف در انگشت گذاری،آرشه کشی،صدادهندگی و حتی دینامیک ها در تمرین نهایی مهم است.

6.      قسمت های آهسته و پاساژ هی ساده را رست کم نگیرید.بر خلاف تصور احتمال عدم موفقیت در اجرای این قسمت ها بیشتر است.

7.      با شبیه سازی شرایط کنسرت از غافلگیری جلوگیری کنید.مثلا موقعیت هایی را مانند وضعیتی که یک سیم از کوک خارج شده در نظر بگیرید یا یک سولو از اثری ارکستری را در حالت نشسته و با لباس رسمی شب تمرین کنید.

8.      تا حد ممکن در جوامع عمومی بنوازید.

9.      بر اساس نشاط و نیرو در ساعت هفت و نیم شب یا بعد از آن(یا هر ساعتی که کنسرت آغاز میشود) در طول روز قدم بزنید و غذایی متعادل صرف کنید و قبل از اجرا پرخوری نکنید.

10. با پریشانی حواس،کم رویی و دست پاچگی به هر نحو ممکن مقابله کنید.

11. دائم به اشتباهات فکر نکنید.هنگام اجرا بهتر است که نگران نتایج کار خود نباشید و تمایل به موفقیت به هر قیمت را در خود مهار کنید.

 

این هدف به ترتیب توسط نوربرت برینین و یهودی منوهین در زیر بیان شده است:

 

برای اینکه بتوانم با یک جمعیت ارتباط برقرار کنم باید بتوانم تنها باشم.من وانمود میکنم فردی تنها هستم و سپس برای خود و پروردگارم مینوازم.

حضور هنرمند هنگامی قوی تر احساس خواهد شد که هرچه بیشتر تمرکز کند و متوجه خود باشد و شنوندگان را فراموش کند.

 

 

            

 معرفی یک اجرا  

از زیباترین این اجراها، می توان به اجرایی اشاره نمود که دو استاد بزرگ موسیقی قرن، یاشا هایفتز و آرتور توسکانینی، به همراهی ارکستر سمفونیک - ان بی سی- ازاین اثر بعمل آورده اند.   

 

در این اجرا که از رهبری فوق العاده حرفه ای توسکانینی برخوردار است، ارکستر در توازون کامل با سولیست می باشد و تمامی فراز و فرودهای آن با دقت و وسواس تمام رهبر، انجام می گردد.  

 

هایفتز نیز نهایت ظرافت را، در نواختن تک تک جملات این موسیقی به انجام می رساند و می توان گفت از هیچ جمله ای به سادگی نمی گذرد مگر آنکه حق مطلب آنرا بجا آورده باشد و زیبایی موجود در آن جمله را بخوبی به معرض اجرا گذاشته باشد. در این اجرای هیستوریک، هایفتز کادانس تکنیکی و زیبایی را که آوئر برای این اثر ساخته با تسلط کامل می نوازد.  

 

تکنیک بالای هایفتز، زیبایی و ظرافت گلیساندوهایی که توسط او اجرا می گردد و اجرای نوانس های خاص موسیقایی ، که از شاخصه های سبک هایفتز در نوازندگی ویولن می باشد، ازآن اجرایی ماندگار در تاریخ ویولن ساخته است.

کنسرتو ویولن بتهوون

 ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.  

"کنسرتو ویولن بتهوون" اپوس 61 در" ر" ماژور که در سال 1806 تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر، فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثر را در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت.  

 

عدم ارائه مطلوب اثر به شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد، مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن، ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(1831-1906) این اثر را دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید.  

 

راز جاودانگی این اثر بیش از هر چیز به دو عنصر " تعادل" و"غنای" موسیقی آن وابسته است. در موومان اول این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگر می سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرود آمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد.  

 

 

تکنواز در زیباترین لحظات موسیقی از همراهی ارکستر بهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکستر همراه می گردد و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز، ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد.  

 

در میانه اولین موومان، گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار، که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغاز می گردد. اما این بار تکنواز موسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد.

 

در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را، لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید.  

 

روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند "موسیقی ناب" نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی و تکامل در آن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند و همواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است.  

 

در این میان، عنصر" تعادل" میان تکنواز و ارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است.

 

استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این ساز وهمینطور استفاده از امکان نواختن گلیساندوهای زیبا و نت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن در جابجای این اثر، از دیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است.  

 

کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی، مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است.  

 

در موومان دوم پس از تمی کوتاه که زهی های ارکستر آن را بسط می دهند، تکنواز به همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستر را به اوج می رساند. در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است.  

 

در واقع اندیشه مصنف در این موومان، بعد از این اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید.  

 

دومین موومان این اثر در انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها و بارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند. درسراسر این موومان، گویی تکنواز و ارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند.  

 

پس از چند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت و تکرار گشت، تکنواز تمی دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با او می پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد.  

آخرین موومان این کنسرتو که در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد. امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را از آن بعمل آورده اند.  

 

بیوگرافی استاد لطفی

 

ابراهیم لطفی در سال ۱۳۴۵ در تهران زاده شد. پدرش خود از شاگردان ویولن ابوالحسن صبا بود و ابراهیم با تشویق خانواده در ۱۰ سالگی برای تحصیل در موسیقی و رشته نوازندگی ویولن به هنرستان عالی موسیقی شد و نزد ماریکو مانوکیان و ابوالقاسم طالب زاده نواختن ویلون را آموخت. سپس تا کارشناسی موسیقی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد.

 

لطفی از ۱۶ سالگی برای نواختن ویلن وارد ارکستر سمفونیک تهران و صدا و سیما شد و با ارکسترهای موسیقی گوناگونی همکاری کرد. سپس به تدریس در هنرستان‌های موسیقی، دانشگاه تهران و دپارتمان موسیقی دانشگاه تهران پرداخت. ابراهیم لطفی در سال ۱۳۷۵ «گروه کوارتت زهی تهران» را بنیان نهاد که از گروه‌های موسیقی کلاسیک ایران است. لطفی همچنین رهبری ارکستر زهی فرهنگسرای نیاوران را در سال ۱۳۸۰ بر عهده داشت و آثاری از موسیقی‌دانان بزرگ جهان اجرا کرد.

زندگینامه ی پرویز یاحقی

پرویز صدیقی پارسی ( معروف به پرویز یاحقی ) در سال 1315 شمسی در تهران خیابان صفی علیشاه تولد یافت پدر پرویز از مردان روشن فکر و تحصیل کرده زمان خود بود .

پرویز که از کودکی دل و جانش با نوارهای دل انگیز موسیقی آشنا شده و اعصاب ظریف و حساسش با ساز و نوا کوک شده بود هیجانی زائدالوصف برای فراگیری موسیقی از خود نشان می داد .

روح بزرگ و پر التهاب وی آرامش را از او صلب نموده درصدد دستیابی به سازی بر آمد ، شاید آسان ترین سازی که در ایام کودکی می توانست در اختیار او قرار بگیرد نی لبک کوچک و ظریفی بود که تهیه آن برای او چندان دشوار نبود .

 

او سعی داشت نغمات دلنشینی که در فضای خانه و در کلاس درس استاد به گوش می رسید با ساز کوچک خود اجرا نماید .

استاد که همشیرزاده خود را چنین شیفته و دلباخته موسیقی می دید و از دور و نزدیک متوجه حالات او بود در انتظار فرصت مناسبی بود که مشکلات را از سر راه وی بردارد و رضایت پدر و مادر او را برای تقدیم هنرمندی بزرگ به عالم موسیقی جلب نماید ، این تصمیم استاد روزی به مرحله عمل در آمد که پرویز در حالی که بیش ازهفت سال نداشت وارد کلاس موسیقی وی شده درغیاب استاد ویلن را برداشته و با نگاهی عاشقانه بدان می نگریست ، مخالفت مادر پرویز از دست زدن به ویولون استاد را به وساطت واداشته ، با لحنی مشفقانه و بسیار ملایم که در طبیعت آن استاد ارجمند بود همشیره خود را از تحکم به فرزند باز می دارد و از همان روز مبادرت به تعلیم وی می نماید علاقه و استعدادشگرف پرویز در فراگیری (( نت )) و ملودی های گوناگون موسیقی باعث حیرت استاد شد . و می دید که دوره های ردیف اول موسیقی را که شاگردان دیگر دوران زیادی را صرف آموختن آنان می کنند به سرعت طی کرده و در حالی که از نظر سن و قد و قامت از همه آنان کوچکتر است در فراگیری دروس به آنها کمک می کند.

دوره آموزش ردیف های پنجگانه دیگر استادکه عبارت از پیش در آمدها ، چهار مضراب ها ، آهنگ های ضربی و دستگاههای موسیقی ایرانی بود و تا دوره عالی به انجام می رسید یکی از دیگری طی شد در حالی که پرویز بیش از 11 سال از سنین عمرش نشده بود .

منزل استاد یاحقی که در آن زمان محل اجتماع و رفت و آمد موسیقیدانان بزرگی نظیر استادان : ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، علی اکبر شهنازی ، رضا محجوبی ، حسین تهرانی ، رضاقلی ظلی،مرتضی نی داود و غیره بود موقعیت خاصی برای دانشجویان موسیقی فراهم آورده بود .

پرویز از اوان کودکی و نوجوانی با یکایک این استادان از نزدیک آشنا شده با سبک و سیاق نوازندگی و خوانندگی آنها آشنا گردید و مورد تشویق یکایک آنان قرار می گرفت . از جمله استاد ابوالحسن صبا که متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وی شده از استاد او خواسته بود که چندی هم در نزد وی کار کند . پرویز با اشتیاق فراوان این پیشنهاد را پذیرفت و مدت 2 سال نیز نزد استاد صبا به فراگیری ردیف های ایشان اشتغال داشت .

 

پرویز صدیقی که در این هنگام فامیل یاحقی را زینت بخش نام خود کرده و الحق انتخاب بجا و شایسته ای هم بوده همراه با استاد خود پا به رادیو می گذارد و به عنوان نوازنده خردسال در برنامه های رادیو قطعاتی اجرا می کند .

پرویز همکاری اش را تا 18 سالگی با رادیو ادامه داد ، در آن هنگام به دعوت داود پیرنیا آهنگی را بنام : (( امید دل من کجایی )) با صدایی استاد غلامحسین بنان برای اجرا در برنامه (( گلها )) ساخت که اعضای ارکستر این برنامه ابوالحسن صبا ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، میر نقیبی ، زرین پنجه ، حسین تهرانی ، وزیری تبار و پرویز یاحقی بودند . همانطور که از اسامی اعضای این ارکستر پیداست انها از نوابغ موسیقی ملی ایران بودند و این موفقیتی بی نظیر برای جوان هجده ساله یی مثل پرویز یاحقی بود و همین امر موجب تشویق و دلگرمی او شده ، نهال پر برگ و بار استعداد او هر روز از روز قبل شکوفا تر می شد .

پرویز یاحقی رفته رفته ، آهنگساز و تکنوازی پر قریحه و خلاق شده بود که در کار تکنوازی ویولون ، تلفیقی از تکنیک قوی و لطافت و ظرافت خاص و بدیعی را ارائه می داد به طوری که نواختن ویولون را در حال و هوای موسیقی اصیل ایران به اوج کمال خود رساند.

شادروان جواد بدیع زاده ، در یکی از یادداشت های خود درباره پرویز می نویسد:

(( طبیعت هر چندین سال و یا چندین قرن یکبار به درست کردن آدم هایی خارق العاده دست می زند ، پرویز یاحقی از آن آدم هایی است که کمتر از دست طبیعت هم ساخته است تا نظیر او را با چنین استعداد عجیبه یی خلق کند . ساز وی بیشترین اثرها را در جان و مغز و دل من داشته و خوشبختانه پرویز یاحقی جرو آنهایی است که به پا برجا ماندن موسیقی ایرانی و رونق آن کمک های دو چندان کرده و به آن دسته از متخصصین نشان داده که بیرون بردن این ساز از موسیقی ایرانی تا چه اندازه یی از جلال و ظرافت و قدرت و زیبایی موسیقی ایرانی خواهد کاست )) .

پرویز یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیف سازان بنام مثل : رهی معیری ، تورج نگهبان ، اسماعیل نواب صفا ، معینی کرمانشاهی همکاری داشته ، ولی دوستی دیرینه یی که وی با بیژن ترقی از زمان های نوجوانی داشته بیش از نود تصانیف آهنگهای او را سروده و سال های سال با هم همکاری داشته اند . بیژن ترقی درباره یاحقی می گوید :

 

(( پرویز یاحقی یا به قولی ، کاروانسالار موسیقی ایران ، یکی از خورشیدهای درخشان هنر این سرزمین است که از آغاز جوانی در رفیع ترین قله های هنر اصیل موسیقی ایران درخشیدن گرفت . او با پنجه های سحر آمیز و پر اسرار خود که از سرچشمه فیاض و لایتناهی نبوغ و پشتوانه های وراثت اصیل خانواده هنرمندش متاثر است ، دلنشین ترین نغمات آسمانی را به گوش دلباختگان عالم خاک رسانید .

نوای دلنشین و پر زمزمه جویباران مانند است که صفا و خرمی از آن می تراود و گاه به صدای بغض گریه عاشقی می ماند که سوز و درد از آن می بارد .

پرویز یاحقی در احیای هنر موسیقی اصیل و سنتی ایران و زنده کردن گوشه های پربار و غنی دستگاههای آن نمایان نقش ویولون در ساز و تکنوازی که دارای سبکی ابتکاری و بدیع است ، سهم چشم گیر و بسیار موثری را به خود تخصیص داده است . چرا که در اجرای موسیقی ملی ، از ویولون تنها در ارکستر ها و کارهای دسته جمعی استفاده می شد لیکن او توانست با استفاده از سیم های بم و مهجور ویولون ، به قدرت تاثیر و وسعت هر چه بیشتر آن بیفزاید . دیگر از شاهکارهای این هنرمند خلاق ساختن و اجرای چهار مضراب های مختلف در قطعات موسیقی ایرانی است ، و چیره دستی او در هنر آهنگسازی و تنظیم ارکستر برای آهنگهای ایرانی که در طول بیست و پنج سال اخیر موثرترین و شیواترین ترانه ها و قطعات آهنگین را از خود به یادگار گذارده ، که هیچگاه با گذشت زمان فراموش نخواهد شد)).

پرویز یاحقی هنرمندی است حساس ، زود رنج ، مهجور و گوشه گیر و انزواطلب ، صریح و بدون رودربایستی با همه ومجموع همین هاست که اگر کسی سال ها با وی آشنا و دوست باشد ، پرویز حرفش را رک و پوست کنده به او می زند و این موجب بعضی قضاوت های عجولانه درباره وی شده و از طرفی چون خودش سال ها خبرنگار بود و با مطبوعات همکاری داشت و خلاصه اهل قلم و مطالعه می باشد ، کمتر نوشته یی را به خصوص در مورد موسیقی ، آن هم موسیقی اصیل ایران از اشخاص قبول دارد ، به همین جهت با هرکسی به صحبت در این باب نمی نشیند و اصولا نظر خاص خود را دارد و با تمام ذرات وجودش به موسیقی اصیل و سنتی ایران عشق می ورزد و معتقد است که باید در حفظ و توسعه این گنجینه گرانبها که یادگار و میراث فرهنگ صوتی اجداد ما ایرانیان است همواره کوشا باشیم .

 

گاهی می بینیم نوازندگان ویلن در ایران، با وجود سابقه زیاد در نوازندگی این ساز هنوز اشکالات ابتدایی در نوازندگی (از نت خوانی گرفته تا استیل) دارند که این موارد در کتابهای آموزشی ویلن ذکر شده ولی اکثرا" بخاطر بی دقتی این نوازندگان هنگام تمرین این کتابها و عدم آموزش صحیح از طرف هنرآموز این مشکلات با نوازنده باقی می مانند.  

از این رو با نوشتن سلسله مقالاتی به مشکلات احتمالی هنرجویان ویلن هنگام زدن کتابهای آموزشی ویلن نظیر ل ویلن، شفچیک، ولفارت و همچنین بعضی از قطعات ویلن می پردازیم. مطالبی که در زیر می آید، در برگیرنده نکاتی است برای یادگیری و نواختن کتاب ویلن( Le Violin)

 

سوزوکی

دکتر شی نی چی سوزوکی نوازنده و معلم ویولون و صاحبنظر در امر تعلیم و تربیت در هفدهم اکتبر سال 1898 در شهر ناگویای ژاپن متولد شد. پدرشض صاحب کارخانه ی ویولون سازی یو با او جمعا 12 فرزند داشت ( 7 پسر و4 دختر). شی نی چی از کودکی شاهد ساخته شدن ویولون بود و بعدها نیز در کارختان هی پدرش به همین کار اشتغال داشت تا اینکه در سن هفده سالگی با شنیدن صفحه یی از قطعه ((مریم مقدس)) اثر شوبرت با اجرای نوازنده مشهور ((میشا المان)) ، مجوب صدای زیبای ویولو نشده و دل از کف داد .بزودی یکی از سازها را از کارخانه به منزل برده و از طریق گوش دادن به صفحه موسیقی و سعی در تقلید صداها، شروع به فراگیری ویولون نمود. چند سال بعد مدتی نز نزد معلمی در توکیو به کار ادامه داد و سرانجام در 22 سالگی به آلمان رفته و نزد ((کارل کلینگر)) که استاد مشهوری بود شروع به کار کرد. در آلمان با همسرش ((والتراوود)) که آلمانی بود آشنا شد و بالاخره چند سال بعد به ژاپن برگشت.

 پس از بازگشت از آلمان شروع به تدریس کرد هو همزما نهمراه برارانش کوارتت زهی تشکیل داده و کنسرت هایی برگزار نمود.

سوزوکی گرچه هیچوقت تحصیلات آکادمیک نکرد و دکترای او افتخاریست، ولی انسانی متفکر و بیار اهل مطالعه بود و علاقه ی ویژ های به فلسفه و تعلیم و تربیت اشت و بعها کتاب های متعدی نیز به چاپ رساند که به زبان های دیگر نیز ترجمه شد. او به بچه ها علاقه ی خاصی داشت و از تریس به آنها لت می برزد و بعدها روش خود را ضمن کار با شاگران جوانش تکمیل نمود.

او در مجموع موفق به تدوین روشی در آموزش ویولون شد که به ((روش سوزوکی)) در سراسر جهان شهرت دارد. تفکر محوری در این روش، شیوه فطری یاگیری زبان مادری است. او عقیده دارد همانطور که یک کودک به آسانی و بتدریج زبان مادری را یا می گیرد، به همین روش نیز می تواند موسیقی و ویولون را یاد بگیرد و این استعداد در همه وجود دارد و مخصوص افرادی خاص نیست.

سوزوکی همراه با ارکستر بزرگی که از بچه های کوچک (شاگردان) خود تشکیل داده بود، کنسرت های زیادی را در ژاپن و آمیکا و سایر کشورها برگزار نمود و عملا دستاوردهای تربیتی و آموزشی خود را به جهانیان نشان داد.

امروزه در سراسر دنیا موسسات فرهنگی- هنری سوزوکی متعددی تاسیس شده که براساس آموزه های وی ( که البته توسط سایرین بسط گسترش یافته و کامل تر می شود ) امر تعلیم و تربیت موسیقایی کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان را – به منظور رشد و شکوفایی استعدادهای ذاتی آنان و نیز پرورش اخلاق متعالی و صفات انسانی در جهت هدایت آنان به شاهراه انسانیت و صلح جهانی – عهده دار نی باشند.

آيا درست است كه ويلن سخت ترين ساز دنياست؟

ويلن به دليل نداشتن Feret Board   ( يعني نشانه ايي براي محل دقيق انگشت گذاري كه در ساز هاي ايراني به آن پرده يا دستان مي گويند ) يكي از سخت ترين ساز هاي دنياست . به اين معني كه نوازنده بايد با شنيدن زياد موسيقي و يادگيري سرايش ( سلفژ ) گوش خود را تقويت كند تا بتواند جاي دقيق صداها را پيدا كند و صدايي خوش از اين ساز توليد نمايد.  

 

تفاوت آموزشي ويلن ايراني و ويلن كلاسيك چيست ؟

در اصل ويلن يك ساز موسيقي كلاسيك غرب است ولي به دليل قابلت هاي فراوانِ اين ساز، مي توان هر نوع موسيقي را با آن اجرا كرد . در شيوه ي كلاسيك ، كوك اين ساز هميشه ثابت است و براي آموزش آن از متدهاي آموزشي غربي استفاده مي شود .  در شيوه ي ويلن ايراني متدي كه در هنرستان آموزش داده مي شود مورد استفاده قرار گرفته و بعد از آموزش مقدماتي اين ساز به نواختن رديف موسيقي ايراني پرداخته مي شود ،  كوك‌هاي مورد استفاده در اين ساز بسيار متنوع بوده و توسط هنرمندان خوش ذوق و مبتكر پيشنهاد شده است و براي هر دستگاه كوك مخصوص آن استفاده مي شود .

 

اصول نوازندگی ویلن

 

در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است.

در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود.



نحوه دست گرفتن ساز
بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد.

 



شانه و گردن:
نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است.

زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.

بالشتک ویولون

 

 به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد.

نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.

نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد.

در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)

میزان بالا بردن دست چپ:
در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد.

 

تاریخچه ویلن

ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.



هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.

در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.

اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.

نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.
وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.

اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند

هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.

براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب

ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.

از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.

تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.

يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.

تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.

اجداد ويولن تير و کمان

شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.


وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيبا.

قسمتهاي مختلف ويولن:

اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو

قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.

1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.

2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.

3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.

4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.



نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.

«گاسپارو داسالو» نخستين ويلن حقيقي را ساخت، اما معروفترين ويلن ها در شهر کرمونا ساخته شدند.

«آندره اماتي» و فرزندش «نيکولا اماتي» و شاگردش «آنتونيو استراديواريوس»

مواد بکار رفته در ويولون، از جنس چوب و مشخصا از دو نوع چوب که يکي افرا، از اين 4 قسمت، 3 بخش آن از چوب افرا ساخته ميشود که صفحه زير- دسته و کلاف مي باشند و تنها صفحه رو است که از چوب کاج ساخته مي شود.

 

 

ويولون در اصل سازى شرقى است که بعد از جنگ‌هاى صليبى به اروپا راه يافت. نخستين سازندگان معروف ويولون در ايتاليا پيدا شدند. ويولون داراى چهار سيم است و به دو روش اجرا مى‌شود. با آرشه وپيتسيکاتو آهنگ بدون آرشه و با ضربات انگشت است. اين ساز کوچک از جمله سازهاى زهى است.

ويولون اصيل جنسش از چوب است و وزن سبک و اندازه‌اى کوچک دارد. ويولون داراى بدنه، دسته و سر است .

ويولون از اواخر دورهٔ ناصرالدين‌شاه جاى کمانچه را در ايران گرفت؛ و نوازندگان کمانچه تکنيک خود را به ويولون انتقال دادند و جز استاد ابوالحسن صبا و ساير شاگردان مدرسهٔ عالى موسيقى که ويولون را با تکنيک حقيقى آن مى‌نواختند، بقيه ويولونيست‌هاى ايرانى از روش کمانچه‌ کش‌ها پيروى مى‌کردند. شيوهٔ استاد صبا به شاگردانش منتقل شد و آنها با تغييراتى چند، ويولون را تا حدودى از تکنيک کمانچه‌ کشى جدا کردند. از اين ‌رو نوازندگان اين دو ساز، گاه هر دو را مى‌نواخته ‌اند و به هر دو تسط داشته‌اند. استادان نوازندهٔ ويولون چون على‌نقى وزيرى و ابوالحسن صبا، مکاتبى را براى اجراى موسيقى با اين ساز بوجود آوردند.